كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

178

ده سفرنامه ( فارسى )

را هم كور نمودند و تمام ثروت اين خانواده را كه مدتهاى طولانى اندوخته بودند به غارت بردند . ( 12 ) با اينكه شاه متقاعد شده بود كه وجود حاجى ابراهيم خطرى براى تخت‌وتاجش مىباشد ولى بيشتر اوقات از عملى كه با وى انجام داده ، پشيمان بود و در هر فرصتى كه به‌دست مىآورد وزراء فعلىاش را مورد سرزنش قرار مىداد و مىگفت : كجاست حاجى ابراهيم كه يك تنه شاه را اندرز مىداد و در گرفتاريهايش او را يارى مىداد ! احتمالا و شايد هم عملا مىخواست علاقمندى خود را به اين موضوع ثابت نمايد چون اطلاع يافت كه ايلچى هنگامى كه در سال 1800 تهران را ترك گفته بود با پسر خردسال حاجى ابراهيم بسيار مأنوس شده بود لذا در مسافرت بودن ميسيون انگليسى به تهران دستور داد تا آن نوجوان نابينا را كه هنوز مانند دوران كودكى دوست‌داشتنى بود نزد ما آوردند و من با دوست قديمى خود ملاقات و اظهار همدردى نمودم . يادداشتهاى مترجم ( 1 ) نوروز خان پسر الله‌وردى خان عز الدين لوى قاجار سمت ايشيك آقاسىباشى ( رئيس تشريفات ) دربار فتحعلى شاه را به عهده داشته است او چندين بار مأموريت‌هائى از طرف فتحعلى شاه در مناطق كوه‌كيلويه و نرماشير و سرحدات عثمانى انجام داده است تكيه نوروز خان ، و سقاخانه نوروز ، و حمام نوروز خان كه